قیمومت بریتانیا بر فلسطین
قیمومت بریتانیا بر فلسطین یک دوره زمانی در سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۸ در منطقه فلسطین و به عنوان بخشی از تقسیمبندی امپراتوری عثمانی پس از فروپاشی ناشی از جنگ جهانی اول و تحت استعمار بریتانیا قرار گرفت.
یکی از بحثبرانگیزترین دورههای تاریخ غرب آسیا است. این دوران تناقضهای بنیادین و فریبکاری در سیاستهای کشورهای غربی و بویژه بریتانیا را نشان می دهد که همزمان به اعراب وعده استقلال داد و از طریق اعلامیه بالفور (۱۹۱۷) از تشکیل «وطن ملی» برای یهودیان در فلسطین حمایت می کرد. در این میان، نقش رهبری عرب فلسطین – بهویژه حاج امین الحسینی، مفتی اعظم اورشلیم – نقشی تعیینکننده و فاجعهبار ایفا کرد. سیاست انفعالی و فروش زمینها به مهاجران یهودی توسط اربابان عرب، بهانه تسخیر فلسطین را فراهم آورد.
تاریخچه
در جریان جنگ جهانی اول در شرایطی که اعراب با طمع استقلال و با فریب بریتانیا علیه عثمانی شورش کرده بودند نیروهای اعزامی مصری تحت فرمان امپراتوری بریتانیا به فرماندگی ادموند آلنبی در جریان کمپین سینا و فلسطین موفق شدند ترکها را از سرزمین شام بیرون کنند. بریتانیا با مکاتبات مک ماهون-حسین موافقت کرد و اعلام کرد استقلال اعراب را به شرطی که ضد عثمانیها قیام کنند ارج مینهد. اما بریتانیا به قرارداد عمل نکرد و در نهایت بریتانیا و فرانسه، کل منطقه را طبق توافقنامه سایکس–پیکو بین خود تقسیم کردند و به اعراب شورشی خیانت کردند. از طرفی بریتانیا پیش از آن در بیانیه بالفور این منطقه را به یهودیها وعده میداد .
پس از پایان جنگ جهانی اول، بریتانیا و فرانسه یک منطقه مشترک به نام «حکومت منطقه اشغالی دشمن» به وجود آوردند که در واقع همان سوریه عثمانی بود. بریتانیاییها کنترل این منطقه را بدست گرفت. با وجود اینکه موضوع اصلی سرپرستی بریتانیا که از جانب جامعه ملل ارائه شد ادارهٔ بخشهای از کارافتاده امپراتوری عثمانی بود تا زمانی که مردم آن منطقه بتوانند روی پای خودشان بایستند.
این شامل دو منطقه میشد. یکی غرب رود اردن یا فلسطین که مستقیماً توسط بریتانیا اداره میشد و دیگری در شرق رود اردن که فرااردن نام داشت و امروزه به عنوان اردن شناخته میشود. حکومتی شبه خودمختار که توسط خاندان هاشمی اهل حجاز اداره میشد و سرانجام در سال ۱۹۴۶ به استقلال رسید.
در این دوره و با کمک بریتانیا شورش یهودیان آغاز شد و با اضافه شدن وطن گزینان اروپایی جنگ داخلی را در فلسطین آغاز کردند
سیاست
مالکیت زمین
همچنین ببینید: خرید زمین در فلسطین توسط یهودیان
پس از شروع استعمار بریتانیا، بیشتر زمینهای کشاورزی در فلسطین (حدود یک سوم کل این سرزمین) در مالکیت ثروتمندان و زمینداران عثمانی بود، که بیشترشان خاندانها و شیوخ سایر مناطق عرب نشین بودند. دیگر زمینها در دست سازمانهای مسیحی خارجی (که سرشناسترین شان کلیسای ارتدکس یونانی بود) و نیز سازمانهای یهودی خصوصی و صهیونیستی و تا حد کمتری اقلیتهای کوچک بهایی، سامریها، و چرکسیها بود.
یهودیان بهطور خصوصی و جمعی ۵٫۲۳٪ از کل اراضی فلسطین را در سال ۱۹۴۵ در اختیار داشتند. استاین تخمین میزند در مه ۱۹۴۸, این عدد به ۷٫۵۱٪ از زمینها رسید.
بنا بر کلیفورد رایت، قیمومیت بریتانیا در سال ۱۹۴۸، کشاورزان یهودی در ۴۲۵٬۴۵۰ دونوم کشاورزی میکردند، در حالی که کشاورزان فلسطینی بر روی ۵٬۴۸۴٬۷۰۰ دونوم زمین کشاورزی میکردند.
خشونت بریتانیا
نیروهای نظامی و دولتی بریتانیا در دوره سلطه خود بر فلسطین مرتکب جنایات جنگی بسیاری علیه فلسطینیان از جمله تنبیه دستهجمعی، قتلعام، کشتار اختیاری، شکنجه، استفاده از سپر انسانی شدند.
در سال ۱۹۳۸ انفجار یک بمب کنارجادهای باعث کشته شدن چهار سرباز بریتانیایی شد. با اینکه هیچ شواهدی مبتنی بر اینکه مسئول ماجرا چه کسی بوده وجود نداشت اما نیروهای بریتانیایی یک روستای فلسطینی را به رگبار بستند و سپس خانهها را به آتش کشیدند. پس از آن روستاییان را جمع کرده و سوار اتوبوس کردند. آنها روستاییان فلسطینی را مجبور کردند که اتوبوس را روی یک میدان مین برانند تا مینها منفجر شده و همه سرنشینان کشته شدند.
در تابستان ۱۹۳۹ سربازان هنگ بلکواچ برای جستوجوی اسلحه به روستای حلحول رفتند. آنها به خانهها حمله کردند و روستاییان را به زور اسلحه جمعآوری کردند. سپس ۱۵۰ مرد را به زور در محدوده ساخته شده با سیم خاردار پشت یک مسجد انداختند. طی دوهفته اسارت در گرمای تابستان ۱۳ نفر به خاطر از دست دادن آب بدن و دستکم یک نفر در تلاش برای فرار به ضرب گلوله کشته شدند. در این مدت، زندانیان درون قفس از شدت گرسنگی زمین را میکندند تا ریشه گیاهان را بخورند. سربازان بریتانیایی روزی تنها یک لیوان آب به آنها میداند. ادوارد کیث-روچ که در آن زمان کمیسر منطقه بود نوشته: «به من دستور دادند که هیچ تحقیق غیرنظامی نباید انجام شود».
بریتانیا برای سرکوب فلسطینیان سیاست «آرامسازی روزانه» را در نظر گرفت. این سیاست بر محدودیت یا منع رفتوآمد، تصرف اموال یا محصولات، بازداشت خودسرانه، و کار اجباری برای ساخت جاده و پایگاههای نظامی متکی بود.
مجازات تیرباران جمعی، به غیر از شورشیان شامل مظنونان و حتی غیرنظامیان نیز میشد. گاهی مجازات تخریب دستهجمعی خانهها و شکنجه مردم، بدون دلیل و تنها برای ایجاد ترس انجام میشد.
نظامیان بریتانیایی به زندان عکا میرفتند و چند شورشی فلسطینی را قرض میگرفتند و روی کاپوت خودرو مینشاندند تا از انفجار خودرو جلوگیری کنند. ممکن بود کامیونی از عقب به خودرو آنها بزند و فلسطینی روی زمین بیفتد و بمیرد. در این صورت کسی جنازهها را جمع نمیکرد و همانجا رهایش میکردند.
نظامیان بریتانیایی مظنونان فلسطینی را مجبور به دویدن بین دو صف سربازان بریتانیایی میکردند و آنها را با استفاده از قنداق تفنگ و تیشه میزدند و زخمی میکردند. اگر کسی که میمرد او را داخل خودرو حمل گوشت میانداختند و در یکی از روستاهای فلسطینی رها میکردند.