پرش به محتوا

فرانتس اپنهايمر: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی عهد
صفحه‌ای تازه حاوی «اپنهايمر، فرانتس (1943-1864): فرانتس اپنهايمر (Franz Oppenheimer)جامعه‏شناس و اقتصاددان آلمانى و صهيونيست وطنى است. وى كه پيشگام نظريه برپايى مهاجرنشين‏هاى تعاونى كشاورزى براى مهاجران يهودى در فلسطين بود و در برلين متولد شد. پدرش خاخامى اصلاح‏طلب بود. ت...» ایجاد کرد
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
اپنهايمر، فرانتس (1943-1864):
[[پرونده:Franz-oppenheimer.jpg|بندانگشتی|230x230پیکسل]]
فرانتس اپنهايمر (Franz Oppenheimer)جامعه‏شناس و اقتصاددان آلمانى و صهيونيست وطنى است. وى كه پيشگام نظريه برپايى مهاجرنشين‏هاى تعاونى كشاورزى براى مهاجران يهودى در فلسطين بود و در برلين متولد شد. پدرش خاخامى اصلاح‏طلب بود. تا سال 1896 مشغول به تحصيل در رشته پزشكى بود؛ سپس به تحصيل علوم اجتماعى روى آورد و در سال 1908 در اين رشته دكترا گرفت و به‏عنوان استاد در دانشگاه برلين مشغول به كار شد (1917ـ1909). پس از آن در دانشگاه فرانكفورت (1929ـ1919) در رشته جامعه‏شناسى و نظريه‏پردازى اقتصادى به استادى پرداخت. از سال 1938 در ايالات متحده مستقر شد و در همانجا درگذشت.  
'''اپنهايمر، فرانتس''' (1943-1864):(Franz Oppenheimer)جامعه‏ شناس و اقتصاددان آلمانى و صهيونيست است. وى پيشگام نظريه برپايى مهاجرنشين‏هاى تعاونى كشاورزى براى مهاجران يهودى در فلسطين بود و در برلين متولد شد. پدرش خاخامى اصلاح‏ طلب بود. تا سال 1896 مشغول به تحصيل در رشته پزشكى بود؛ سپس به تحصيل علوم اجتماعى روى آورد و در سال 1908 در اين رشته دكترا گرفت و به‏ عنوان استاد در دانشگاه برلين مشغول به كار شد (1917ـ1909). پس از آن در دانشگاه فرانكفورت (1929ـ1919) در رشته جامعه‏ شناسى و نظريه‏ پردازى اقتصادى به استادى پرداخت. از سال 1938 در ايالات متحده مستقر شد و در همانجا درگذشت.  
    اپنهايمر با نظريه جمعيت مالتوس و نيز با افكاراقتصادى ماركس مخالف بود و مى‏كوشيد فكر جايگزينى ارائه دهد كه جمع ميان افكار سوسياليستى اصلاحى و افكار ليبراليستى اجتماعى باشد. خود او اين فكر را «سوسياليسم ليبرال» ناميده است. اپنهايمر معتقد است كه راه اصلاح و رفع درگيرى‏هاى اجتماعى برآمده از تفاوت‏هاى ظالمانه در ميان مردم، برانداختن مالكيت انحصارى زمين‏هاى كشاورزى است؛ اين مالكيت انحصارى موجب مى‏شود كه روستاييان به مناطق شهرى مهاجرت كنند و در نتيجه ارتشى از كارگران پديد مى‏آيد. اپنهايمر پيشنهاد مى‏كند مالكيت انحصارى زمين به نظام تعاونى‏اى تبديل شود كه زمين را ميان شمار بزرگى از كشاورزان مستقل تقسيم مى‏كند و اين به رقابت آزاد و در نتيجه به «سوسياليسم ليبرال» مى‏انجامد.  
 
اهتمام اپنهايمر به صهيونيسم و امور يهود، به سال 1902 باز مى‏گردد؛ يعنى زمانى كه با هرتزل ديدار كرد. هرتزل از او خواست كه بخش‏هاى اقتصادى و كشاورزى برنامه صهيونيستى را تنظيم نمايد. اپنهايمر به اين مهم پرداخت و پيشنهادهاى خود را به كنگره ششم صهيونيسم (1903) ارائه داد كه در اين كنگره مورد تصويب قرار گرفت. در سال 1911، دفتر فلسطين وابسته به كميته اجرايى سازمان صهيونيسم، با تكيه بر انديشه‏هاى اپنهايمر در بندر يافا يك مهاجرنشين تعاونى تأسيس كرد.
اپنهايمر با نظريه جمعيت مالتوس و نيز با افكار اقتصادى ماركس مخالف بود و مى‏ كوشيد فكر جايگزينى ارائه دهد كه جمع ميان افكار سوسياليستى اصلاحى و افكار ليبراليستى اجتماعى باشد. خود او اين فكر را «سوسياليسم ليبرال» ناميده است. اپنهايمر معتقد است كه راه اصلاح و رفع درگيرى‏ هاى اجتماعى برآمده از تفاوت‏هاى ظالمانه در ميان مردم، برانداختن مالكيت انحصارى زمين‏هاى كشاورزى است؛ اين مالكيت انحصارى موجب مى‏ شود كه روستاييان به مناطق شهرى مهاجرت كنند و در نتيجه ارتشى از كارگران پديد مى ‏آيد. اپنهايمر پيشنهاد مى‏ كند مالكيت انحصارى زمين به نظام تعاونى ‏اى تبديل شود كه زمين را ميان شمار بزرگى از كشاورزان مستقل تقسيم مى‏ كند و اين به رقابت آزاد و در نتيجه به «سوسياليسم ليبرال» مى‏ انجامد.  
    اگرچه اين طرح شكست خورد، اما دفتر فلسطين مبنايى شد براى تأسيس مهاجرنشين‏هاى تعاونى كشاورزى كه بعدها توسط مهاجران يهودى در فلسطين به‏نام «موشاو» ايجاد شد. اما اپنهايمر نسبت به ادعاهاى قومى جنبش صهيونيسم اصلاً تعصبى نداشت. او يك صهيونيست وطنى بود و طرح صهيونيسم را راهى براى رهايى و نجات از دست جمعيت سربار يهودى مى‏دانست و بس؛ به همين دليل از سال 1913 در هيچ يك از فعاليت‏هاى صهيونيستى مشاركت رسمى نكرد. اپنهايمر افكاراقتصادى و اصلاح ‏طلبانه خود را در دو كتاب دولت (1907) و روش جامعه‏ شناسى (1935ـ1922) شرح داده است.
 
اهتمام اپنهايمر به صهيونيسم و امور يهود، به سال 1902 باز مى‏ گردد؛ يعنى زمانى كه با هرتزل ديدار كرد. هرتزل از او خواست كه بخش‏هاى اقتصادى و كشاورزى برنامه صهيونيستى را تنظيم نمايد. اپنهايمر به اين مهم پرداخت و پيشنهادهاى خود را به كنگره ششم صهيونيسم (1903) ارائه داد كه در اين كنگره مورد تصويب قرار گرفت. در سال 1911، دفتر فلسطين وابسته به كميته اجرايى سازمان صهيونيسم، با تكيه بر انديشه ‏هاى اپنهايمر در بندر يافا يك مهاجرنشين تعاونى تأسيس كرد.
 
اگرچه اين طرح شكست خورد، اما دفتر فلسطين مبنايى شد براى تأسيس مهاجرنشين‏ هاى تعاونى كشاورزى كه بعدها توسط مهاجران يهودى در فلسطين به نام «[[موشاو]]» ايجاد شد. اما اپنهايمر نسبت به ادعاهاى قومى جنبش صهيونيسم اصلاً تعصبى نداشت. او يك صهيونيست بود و طرح صهيونيسم را راهى براى رهايى و نجات از دست جمعيت سربار يهودى مى‏ دانست و بس؛ به همين دليل از سال 1913 در هيچ یک از فعاليت‏هاى صهيونيستى مشاركت رسمى نكرد. اپنهايمر افكار اقتصادى و اصلاح ‏طلبانه خود را در دو كتاب دولت (1907) و روش جامعه‏ شناسى (1935ـ1922) شرح داده است.

نسخهٔ کنونی تا ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۵:۵۴

اپنهايمر، فرانتس (1943-1864):(Franz Oppenheimer)جامعه‏ شناس و اقتصاددان آلمانى و صهيونيست است. وى پيشگام نظريه برپايى مهاجرنشين‏هاى تعاونى كشاورزى براى مهاجران يهودى در فلسطين بود و در برلين متولد شد. پدرش خاخامى اصلاح‏ طلب بود. تا سال 1896 مشغول به تحصيل در رشته پزشكى بود؛ سپس به تحصيل علوم اجتماعى روى آورد و در سال 1908 در اين رشته دكترا گرفت و به‏ عنوان استاد در دانشگاه برلين مشغول به كار شد (1917ـ1909). پس از آن در دانشگاه فرانكفورت (1929ـ1919) در رشته جامعه‏ شناسى و نظريه‏ پردازى اقتصادى به استادى پرداخت. از سال 1938 در ايالات متحده مستقر شد و در همانجا درگذشت.

اپنهايمر با نظريه جمعيت مالتوس و نيز با افكار اقتصادى ماركس مخالف بود و مى‏ كوشيد فكر جايگزينى ارائه دهد كه جمع ميان افكار سوسياليستى اصلاحى و افكار ليبراليستى اجتماعى باشد. خود او اين فكر را «سوسياليسم ليبرال» ناميده است. اپنهايمر معتقد است كه راه اصلاح و رفع درگيرى‏ هاى اجتماعى برآمده از تفاوت‏هاى ظالمانه در ميان مردم، برانداختن مالكيت انحصارى زمين‏هاى كشاورزى است؛ اين مالكيت انحصارى موجب مى‏ شود كه روستاييان به مناطق شهرى مهاجرت كنند و در نتيجه ارتشى از كارگران پديد مى ‏آيد. اپنهايمر پيشنهاد مى‏ كند مالكيت انحصارى زمين به نظام تعاونى ‏اى تبديل شود كه زمين را ميان شمار بزرگى از كشاورزان مستقل تقسيم مى‏ كند و اين به رقابت آزاد و در نتيجه به «سوسياليسم ليبرال» مى‏ انجامد.

اهتمام اپنهايمر به صهيونيسم و امور يهود، به سال 1902 باز مى‏ گردد؛ يعنى زمانى كه با هرتزل ديدار كرد. هرتزل از او خواست كه بخش‏هاى اقتصادى و كشاورزى برنامه صهيونيستى را تنظيم نمايد. اپنهايمر به اين مهم پرداخت و پيشنهادهاى خود را به كنگره ششم صهيونيسم (1903) ارائه داد كه در اين كنگره مورد تصويب قرار گرفت. در سال 1911، دفتر فلسطين وابسته به كميته اجرايى سازمان صهيونيسم، با تكيه بر انديشه ‏هاى اپنهايمر در بندر يافا يك مهاجرنشين تعاونى تأسيس كرد.

اگرچه اين طرح شكست خورد، اما دفتر فلسطين مبنايى شد براى تأسيس مهاجرنشين‏ هاى تعاونى كشاورزى كه بعدها توسط مهاجران يهودى در فلسطين به نام «موشاو» ايجاد شد. اما اپنهايمر نسبت به ادعاهاى قومى جنبش صهيونيسم اصلاً تعصبى نداشت. او يك صهيونيست بود و طرح صهيونيسم را راهى براى رهايى و نجات از دست جمعيت سربار يهودى مى‏ دانست و بس؛ به همين دليل از سال 1913 در هيچ یک از فعاليت‏هاى صهيونيستى مشاركت رسمى نكرد. اپنهايمر افكار اقتصادى و اصلاح ‏طلبانه خود را در دو كتاب دولت (1907) و روش جامعه‏ شناسى (1935ـ1922) شرح داده است.